تبليغاتX
آزادیخواهی

سیاست > سیاسیون

خاتمی

در دوران ریاست جمهوری خاتمی هر آنچه  تاثیر گذار و بدرد بخوربود فقط  مربوط به حرکت مردم در متن جامعه بر اساس پاسخهای زمانه بوده است و هیچ ربطی هم به "خاتمیان" و حتی روشنفکران نشاندار ندارد و هر آنچه هم فرصت سوزی و خراب شدن در وضعیت امروز میبینیم نیز به صراحت به "روشنفکران عوام" مربوطست حالا آنها آمده اند و میگویند چرا مردم خود حقشان را از حاکمیت نگرفتند و همه را از چشم دیگران می بینند ؟ آنهم در اوج زمانی که محمد خاتمی از عمده ی طرفدارانش در مقابل مطلقه ها حتی خجالت میکشید و اجازه ی حرکت به آنها نمیداد  براستی چرا نهضت خاتمیسم به اینجا ختم شد آیا دلیل این واژگونی ترس خاتمی نبود اجازه بدهید از جریان 2 خرداد با عنوان نهضت خاتمیسم یاد کنیم که بیشتر برازنده فعل و انفعالات درون جامعه است ، جامعه ای که تمام توان خود را بکار گرفت تا از تک صدائی بگریزد و بسوی مردمسالاری حرکت کند اما متاسفانه لـیدر این نهضت که شخص محمد خاتمی بود علیرغم شعارهای انتخاباتی اش که تحمل مخالف بود تن به اسارت مخالفین داد ، آیا ایران و ایرانی برازنده چنین سرنوشتی دراواسط دهه دوم انقلاب بود ؟ آیا 22 ملیون رای خاتمی که با شعف دل و با خلوص نیت داده شد ، جوابش  دهن کجی و محافظه کاری بود ؟ ، آیا اکبر گنجی که به عنوان سفیر دولت جمهوری اسلامی به کنفرانس برلین رفت باید به چنین سرنوشتی دچار میشد ؟ ..... نـه .... خدا کند روز پاسخگوئی آقای خاتمی جوابی برای این کوتاهی ها در بارگاه عدل الهی داشته باشد که خداوند را نمی توان با ترفند گفتگوی تمدن ها و تحمل مخالف گــول زد ! ! !  .

 

|+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

کابینه

این سناریوی مرگ بر آمریکا کـی تمام میشه ؟ 

من که خیال می کنم آمریکا طرفدار گروه اصول گرایان ایرانی است ، وگرنه چـه دلیلی داره که شب انتخابات بـوش پیام بدهد که رای ندهید و انتخابات را تحریم کنید، که رادیو تلوزیون و رسانه های دولتی این خبر را برای بالا بردن میزان آرا در بوق و کرنا کنند  

و زمانی که اعتصاب غذ ای گنجی  به مرحله ای میرسه که رئیس قوة قضائیه سعی در دخالت مستقیم داره و ممکنه نتیجه ای عاید بشه و به قید ضمانت او را آزاد کنند ، با دخالت های مستقیم دولت آمریکا و فشار به جوامع بین المللی او را از اوین به بیمارستان منتقل می کنند

آیـا دولت آمریکا حق مداخله در مسائل ایران را داره ؟

و این دخالت های بیجـا چه نتیجه ای برای آمریکا در بر داره ؟

آمریکا و جورج بوش به حیثیت و شعور ایرانی توهین می کند و ملت ایران را از اهدافشان که مهمترین آن آزادی است دور نگـه میدارد .... اگر ایرانـی  تروریست است که آقای بوش دست از سر ما بردار .... اکبر گنجی موش آزمایشگاهی آمریکا نیست او یک ایرانی آزاده است .

سیاست ظاهر و باطنش 180 درجه با هم فرق می کند

امروزدر حالیکه اکبر گنجی در بیمارستان و تحت تدابیر شدید امنیتی برای عمل جراحی که هیچ نیازی به آن نیست آماده میشود و سرنوشتی نامعلوم در انتظار اوست . آقای رئیس جمهور هم  در تهیه و تدارک چیـدن کابینه ی مردمی است

می گویند کابینه رئیس جمهور متشکل از این افراد است

معاون اول : مهـدی چمـران

دادگستری : محسنی اژه ای یا حسینیان

وزارت امور خارجه : علی اکبر ولایتی

وزارت آموزش و پرورش : مرتضی نبوی

وزارت علوم : الیاس نادران

وزارت اطلاعات : علاالدین بروجردی  ، سعید مرتضوی ، محسنی اژه ای

وزارت ارشا د : حسین شریعتمداری ، شمقدری

وزارت کشـور : مصطفی پورمحمدی ، احمد موسوی

وزارت نفت :ذوالقـدر ، مهدی صفری

تربیت بدنی و ورزش : امیررضا خا دم

وزارت صنایع و معادن : واعظ آشتیانی

وزارت دفـاع : سردار ذوالنـور

وزارت راه و ترابری : علی آبادی

بثیه وزارتخانه ها هم از اعضای جوان حزب آبا دگران ( ویرانگران ) و دوستان رئیس جمهور در شهرداری تهران انتخاب می شوند ....

 

|+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

آزادی

با حاکمیت ولایت فقیه که بـدعتی در اسلام است ، بانیان استبداد مذهبی امثال مصباح یزدی نظریه پرداز خشونت  ، بـابی را به فقه ساختگی خود افزودند که بـاب خشونت است

همه مردم ایران و آگاهان جهان میدانند که جان و کرامت انسان هیچ ارزشی در دستگاه ولایت مطلقه فقیه ندارد .

پس گنجی باید بمیرد و آقایان بگویند که او در هتل پنج ستاره اویـن بر اثر بیماری که هر انسانی ممکن است مبتلا شود و علیرغم تلاش تیم پزشکی  جان به جان آفریـن تسلیم کرد .

انگار دستگاه سلطا نی ولایت فقیه ، دست بردار نیست ، شاید آقای خامنه ای فراموش کرده که در زمان شاه هم چنیـن رفتاری با  دکتر فاطمی شد ، از رژیـم ستم شاهی چنین انتظاری میرفت اما از جمهوری اسلامی براستی بعید بـود .

اگر همین امروز رهبر دستور آزادی اکبر گنجی را بدهد چه اتفاقی می افتد ؟

اگر حتی گنجی قصد فریب مردم و اذهان جهانی را دارد ، آیا چنین برخوردهای تلافی جویانه از طرف دادستانی و ارگان های وابسته ، حقانیت او را به اثبات نمی رساند و باعث  انزجار ملت ایران از دستگاه قضائـی نمیشود ؟

گنجی ، زرافشان ، طبرزدی و امثالهم چه چیز غیرقانونی را طلب کرده اند ؟

آیـا دادخواهی و پی گیری آمرین قتل و ترور و جنایت ، باید تـاوانی سنگین چـون زندان و مرگ بدنبال داشته باشد ؟

تـاریخ اسلام یـزیدها ، معاویه ها ، ابن زیا دها و متوکل های بسیاری به خود دیده که دم از ولایت و امارت مطلقه میزدند

اما آنچه مسلمانان را به اسلام پایبند می کند فقط و فقط عـدل علـی ، آزادگی حسین و تن به بیعت ندادن  بـا ظالمان است ،

دوازده امام تشیع یا در زندان جابرین ، یا بدست ناکسین و یا در نبرد نابرابر به شهادت رسیدند چون حاضر نبودند تن بـه تسلیم و سکوت دهند  .

ما نیز اگر امروز سکوت کنیم انگار دست بیعت با یزید داده ایم ، امام حسین (ع) فرمود :

اگر دیـن ندارید لااقـل آزاده باشید

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

برای رئیس جمهور

آقای رئیس جمهور

یکی باید بر قله های بلند بایستد و قریاد آزادی برآورد ، جائی که همگان او را ببینند و گنجی امروز اینکار را کرده ، چرا از گنجی می ترسید مگر او ژورنالیستی بیشتر است ؟ ... حکومت مردمی با آرا چندین میلیونی که از یک نویسنده مخالف نمی هراسد ، مگر آزادی او چه مشکلی میتواند برای جمهوری اسلامی رقم بزند ؟

آقای احمدی نژاد ، شما که به گفته خود منتخب مردم ایران بودید ، در مقابل اعتصاب غذای گنجی چه موضعی دارید ؟ آیا باید او را به حال خود رهـا کرد ، گنجی اگر شهید شود چه کسی مسئول است ؟

آقای احمدی نژاد شما که خدمتگزار ملت هستید چه خدمتی برای گنجی و دیگر زندانیان سیاسی انجام می دهید ؟ ........... واکنش شما ( که راست یا دروغ از مردم و وجهه مردمی  می گویید ) در باره مسائلی چون آزادی مطبوعات  ، مبارزه با رانت خواری ، وضعیت زندانیان سیاسی ، بحران غنی ساز اورانیوم ، کاهش فساد ، اعتیاد و نقـض حقوق بشر  در این کشور چیست ؟

آیا شما می توانید این کشتی طوفان زده را به ساحل نجات برساند ؟

آیا شما نیز بنا دارید همین رویه خفقان را در کشور ادامه دهید ؟

همه عقیده دارند ... بلـی ... و صد درجه بـدتر .... اما من اینرا قبول نمی کنم باید وارد صحنه شوید تا سیاست شما معلوم شود مگر خاتمی با ادعای دروغین مردمسالاری نیامد ... ولی چه کرد ؟ ....

اقلا چنـد صباحی به دور از پیشگوئی جناح های سیاسی و احزاب داخل و اپوزوسیون خارج ، دل را خوش می کنم که به انتظار تحویل گرفتن پست از جانب شما باشد  ، شاید ایران سربلـند و اسلام آبرومند گـردد  
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

شعری برای گنــجی

درب سلـول تو بسته ست

ولی نـام تو

گنـــجـــی

بر زوایای دل تنـگ نشسته ست

دل تمنای

نفس های تـو دارد

تو که آزاده ترین مـرد جهانــی

من قسم میدهم ات

تـا که بـمانـی

باز افشا کنـی و

                  در قفـس تنـگ بخوانـی

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

نامه آیت الله منتظری به اکبر گنجی

نامه آيت الله منتظري به اكبر گنجي جهت پايان اعتصاب غذا در زندان

بسمه تعالي

زندان اوين - برادر ارجمند جناب آقاي اكبر گنجي دامت توفيقاته
پس از سلام و تحيت ، اينجانب شديدا نگران وضعيت جسماني شما هستم ، زيرا اگر اعتصاب غذاي شما به فاجعه اي منتهي شود دوست و دشمن دچار خسران ميگردند.
در زندان اوين رژيم گذشته من خود شاهد صحنه اي بودم كه بسيار متعجب گشتم . روزي بازجو ازغندي آمد و عباس اشراقي را - كه از مجاهدين خلق و محكوم به حبس ابد و مبتلا به بيماري صرع بود - با خود برد. از او پرسيدم با اشراقي چه كرديد؟ جواب داد آزادش كرديم تا مبادا مشكلي پيش آيد و باعث آبروريزي شود; ولي متأسفانه امروزه در جمهوري اسلامي مسئولين امور با همه ادعاهايشان متوجه عواقب و پيامدهاي اعمال خودسرانه و غيراصولي خود نيستند و صراحتا و بدون هيچ گونه پروا با وقاحت تمام اعلام ميدارند كه : "خيلي ها در زندان ميميرند".

اينجانب دردمندانه و مصرانه درخواست حضرات آقايان دكتر سروش ، مهندس سحابي ، حجة الاسلام كديور، سعيد حجاريان و علوي تبار را تأييد و تأكيد ميكنم و پدرانه از شما ميخواهم به اعتصاب غذاي خود خاتمه داده و نگراني دوستان و خانواده محترمتان را پايان بخشيد و با صبر انقلابي خود اجر اخروي را براي خود و ننگ را براي دشمنان آزادي فراهم آوريد.
(انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب)
                                               والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

                                                                                           1384/4/25
                                                                                                   حسينعلي منتظري

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

ایــران

مصحف دین را که هر برگش هزاران دفتر است

                                                      کاغذ حلوای شیرین کاری دنیـا مکن

اجبار جامعه به پذیرفتن جریان تک صدائی و تزریق سکوت و سکون سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی به عروق جامعه در نهایت ایران را تبدیل به گورستان هفتاد ملیون نفری زنـدگان خواهد کرد

اگر بنا بود صدائی از آزادیخواهان در نیاید که همان شاه مانده بود ... چرا انقلاب کردیم ؟ ... مگر نه اینکه شعار انقلاب آزادی بود ... پس چه شد آزادی که برایش شهید دادیم ؟ ... چه شد اسلامی که مـد نظرمان بود تاریخ به کرات نشان داده چه وجود های پاک و گوهرهای شب چراغی که با شمشیر جهالت و تعصب و بنـام

دین از پای درآمده اند ... آیا اسلام گفته که صدای مخالف را در گلو خفه کنند ؟ ... آیا باید سکوت کرد و شاهد اینهمه بی عدالتی و ظلم بـود ؟ ... نـه ... باید بپاخاست ، باید فریاد برآورد

                         دریغـا از ایران که ویران شـود

ما ایرانی هستیم و به این افتخار می کنیم ... پس برای آزادی وطن بپاخیزیم

                        پـــایـــنده بـــاد ایـــــــران

تا کی باید  نظاره گر باشیم که در حقمان ظلم میشود الـهی به مستان میخانه ات ، به نقش آفرینان دیوانه ات ، از ایران ما چشم بـد دور باد ، چشم دشمنان وطن کور بـاد

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

نامه دکتر سروش

به نام خدا

خبر بلبل اين باغ بپرسيد که من ناله اي

 مي شنوم کز قفسي مي آيد

گنجي عزيز ، اين بلبل بوستان مطبوعات و گنجي صفتان بسيار ديگر را ديري است عسس دست بربسته است. آنان در انتظار نگاهي معدلت جويانه اند. آيا اين را هم از آنان دريغ مي کنند؟ آزادي سرافرازانه آنان را خواهانيم. ايشان اهل استرحام ذلت طلبانه نيستند.

و تو اي گنجي نازنين :

شير را بر گردن ار زنجير بود بر همه زنجير سازان ، مير بود

اي گنج در ويرانه ، اي شير در زنجير، اي آبروي دليري و اي نماد آزادگي! خطاي ما و تو اين بود که عدل علوي و عشق مولوي را از فقه فرسوده صفوي طلب کرديم. اين پنداري ويران بود و اينک ويرانتر شده است و تو تاوان آن خطا را به جاي همه ما مي پردازي. تو آزاده تر بودي و اکنون از همه دربندتري. اينک آزادگي تو به ثبت تاريخ رسيده است هر چند آزادي تو ديرتر برسد. دل قوي دار که رهايي نهايي از آن توست. تو نشکسته اي ، زندان و زندانبان ، شکسته تواند. دل قوي و تن درست دار. ويران مشو که ويراني تو ويراني ماست. «پنهان مشو که روي تو بر ما مبارک است ». «سلامت همه آفاق در سلامت توست ». سلامت تو کوبنده تر از شهادت توست و يک قهرمان زنده برتر از صد قهرمان خفته ؛ و يک شمع روشن برتر از صد شمع خاموش؛ و خون قلم برتر از خون شهيد.

روزه سي روزه خود را به پايان بر؛ عيد فطر آزادي است؛ افطار کن. « وجود نازکت آزرده گزند مباد». گنج آزادگي و کنج قناعت تو را مبارک باد.

گنج آزادگي و کنج قناعت ملکي است                                که به شمشير ميسر نشود سلطان را

اين بدر مي رود از باغ به دلتنگی داغ                           و آن به بازوي فرح مي شکند زندان را

ماه کنعاني من ، مسند مصر آن تو شد                            وقت آن است که بدرود کني زندان را.

                                                                          21 تيرماه 1384

                                                                                   عبدالکريم سروش

                                                                                    سعيد حجاريان

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

دینـداری

دیـن امروز به ایدئولوژی بسته ای می ماند که فقط در عرصه فقـه عمل می کند حال آنکه باید به تجربه ای برای حل مشکلات و اقناع دل ها و گشودن گره ها و باز کردن افق ها بـدل شود

اسلام که نباید امروز چون یک و نیم قرن پیش اجرا شود ... دین اسلام که یکباره بر پیامبر نازل نشد بلکه به تدریج تکؤن پیدا کرد و دینی که تکـون تدریجی دارد حرکت و حیات تدریجی بعدی هم خواهد داشت .

اگر اسلام در زمان پیامبر تیغ بر صورت زدن را حرام کرده بود دلیلش حفظ بهداشت فردی بود ، چون در آنزمان همه از یک تیغ استفاده می کردند و برای جلوگیری از انواع بیماریهای پوستی و به دلیل کمبود امکانات بهداشتی اینکار منع شده بود ، نـه اینکه امروز در قرن بیست و یکم ریش داشتن یک فریضة دینی واجب تلقی شود .

اسلام حداقل هدایت را به پیروانش نشان داد اما حداثر آنرا خود باید در تکامل تدریجی بیابند ، قرآن کتابی نبود که پیامبر تالیف شده در اختیار مردم گذاشته باشد بلکه تدریجی و بدنبال حوادث آن دوران قـرآن شکل گرفت و همین دلیلی واضح و آشکار است بر برتری این کتاب آسمانی و انطباق دستورات آن با پیشرفت زمـان

پیامبر اسلام بارها به اصحابش می فرمود : حرف مرا بی چون و چرا نپذیرید بلکه به آن فکر کنید و به درستی آن ایمان بیاورید ، حال چگونه اسلامگرایان دین به دنیا فروخته ،  حرف خود را وحی منزل میدانند و جامعه تک صدائی را با نام اسلام بر پا کرده اند

در میخانه ببستند خدایا مپسند            که در خانة تزویر و ریـا بگشایند  

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

تقاضا از کوفـی عنان
His Excellency Mr. Kofi Annan , Secretary General of the united Nations
Hello,
As you are well aware human rights and fundamental freedoms is one of the basic purpose of the Charter of U.N. The commission of Human Rights and committees, corresponding to the too important Covenants, have assumed special responsibility for observation and implementation of the said fundamental freedoms on behalf of the member – states of the United Nations.
Dear Mr. secretary General , Nowadays , one of the well- known political writers and Journalist, Mr. Akbar Ganji for the sake of his socio-political opinions has been under arrest for five years and has been subjected to cruel treatments on behalf of the corresponding Judicial authorities , so that he has been forced undergone life-struck forever thirty days , and repeated efforts for his medical treatments have been of no avail. Consequently his life is in an imminent danger. In the name of humanity the under signed individuals are demanding for direct intervention for saving the life of the said eminent political writer , which at the same time , would be regarded , the very observation of Human Rights as well.

Please Sir ,the accept of best wishes

ghanji

 


 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

هراس

صعود بانداصول گرایان وقبضه کامل قدرت بدست آنان،  موجب فعال ترشدن باندهای رقیبی می گردد که عروج باند فوق منافع سیاسی و اقتصادی آنها را تهدید می کند.حکومتی که حتی قاعده بازی را درمورد عناصرخودی نظیر رفسنجانی و کروبی بهم بزند فاتحه اش خوانده است ... امیدوار بودم ایران نجات پیدا کند ... اما امروز گویا مملکت در گرداب هولناک تری فرو رفته.... دولت های خارجی و سرمایه داران داخلی  بی گمان بابیرون کشیدن ذخایرارزی ازگلوی رژیم، نخواهندگذاشت که دستگاه ولایت با تکیه برچنین ذخایرکلانی حکومتی خود فرمان درمهم ترین نقطه استراتژیک جهان برپاکنند و این یعنی آغاز جنگی دیگر این یعنی نابودی بیش از پیش ایران..

فعالیت های هسته ای بویژه تدارک گستردة غنی سازی اورانیوم بدون هماهنگی با آژانس بین المللی و با هدف عناد و دشمنی با آمریکا از یک طرف و در اختیار گرفتن قدرت مطلق بدست اصول گرایان از طرف دیگر احتمال بروز حملة  نظامی آمریکا و متحدانش را افزایش می دهد .... مشکل قوت و غذا و گرانی هم که کماکان بر قوت خود باقیست .... پس تکلیف این مردم چیست ؟ ... تنها کسانی که از این بازیهای سیاسی متضرر می شوند مردم هستند .... امروز فرصت این را داریم که به آشتی ملی دست بزنیم اما مطمئنا فردا خیلی دیر است

                       مگر حال این ملک برگشته است        که در دست اهریمنان گشته است

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

تظاهرات امروز

بار دیگر ارتجاع تاب نیاورد و بر مردم خروشید

تجمع اعتراض آمیز مردم تهران در حمایت از گنجی با گاز اشک و زد و خورد از طرف نیروی انتظامی پاسخ داده شد ... جای بسی تاسف است ... بیاد شروع تظاهرات زمان سلطنت محمد رضا شاه می افتم و به این اذعان دارم که آنزمان به امروز شرف داشت

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

حمایت از گنجی

دروغ در نظامهای اقتدار گرا از رذیلت به فضیلت تبدیل می شود ، دروغ گویان مدعی اند زندانی سیاسی نداریم ، سلول انفرادی نداریم ، اعتصاب غذا در زندانهای ایران وجود ندارد ، اکبر گنجی در هتل زندگی می کند

                                                                              گزیده ای از نامه گنجی به ملت ایران

با اینکه تمام وجودم از غم اسارت اکبر گنجی و مظلومیت او به درد آمده اما به سخنی در نهج البلاغه اشاره نموده و آقای گنجی را به صبر و بردباری دعوت می کنم

[ نخستین پاداشی که بردبار از بردباری خویش بدست می آورد پشتیبانی مردم از او در برابر نادان است ]

ایـنــک همة مردم در حمایت از گنجی بسیج شده اند و روز سه شنبه روبروی دانشگاه تهران اعتراض خود را علنی خواهند نمود ...

درود بر آزاد مردی که با پیگیری جریان قتلهای زنچیره ای ، لذت قدرت را در کام جلاد زمان به زهر هلاهل بدل کرد

گنجی گنجینة این انقلاب بود و هست .... پس او را حمایت کنیم .... همانگونه که او سالها اسارت را به خاطـر ما تحمل کرده ما هم ایستاده و آماده برای هر اتفاقی در حمایت از او برآئیم ....

سخنی هم دارم با آقای رئیس جمهور

اگر سرسوزنی به این مردم و به اسلام وابستگی دارید ... بچه بسیجی ها را روانه این تجمع نکنید که گنجی در قلب ملت ایران جای دارد .... حتی اگر بنا نیست آزاد شود بگذارید بداند که مردم چقدر دوستش دارند ...

مراسم حمایت ازاکبر گنجی

                               سه شنبه 21 تیر ساعت 5 تا 7 بعدازظهر

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

قفل گران

این چنین قفل گران را ای ودود                   که تواند جز که فضل تو گشود

چرا ما باید خود را حق و بقیه ی دنیا را باطل بدانیم ؟

آیا این فقط رژیم جمهوری اسلامی است که نظامی بر حق است ؟

آیا این نشأت گرفته از یک فکر مسموم نیست ؟

افراط و تفریط به یک اندازه مذموم اند ... اینکه فردی ، خانواده ای ، نهـادی ، تشکلی یا کشوری خود را برترین و گل بی عیب بداند دلیل بی مغزی و یکسویه نگری است ...

چرا اوایل انقلاب که در اقلیت بودیم همه یکدل و یک رای توانستیم رژیم مقتدرپهلوی را سرنگون کنیم ؟

اما امروز که ملتی هفتاد میلیونـی هستیم هرکس ساز خودش را کوک می کند ... چـون هیچکس حاضر نیست صدای مخالف خود را بشنود ... این ، آنرا به جمود و ارتجاع و عدم پیشرفت و آن ، اینرا به غرب زدگی ، بی ایمانی و امثال اینها متهم می کند .... که در نهایت باعث می شود همة دنیا ایران را به چشم یک ملت عقب افتاده بنگرند و حقانیت اسلام را در بوتة تردید افکنند

                     ای خـدا به فریادمان برس ! ! !

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

بیانیه دفتر تحکیم وحدت

سرانجام ققنوس آزادي به پرواز در مي آيد، بيانيه دفتر تحکیم وحدت به مناسبت سالگرد ١٨ تیر

اگر بساط آزادی و دموكراسی را كامل برچينند و اگر دهان‌ها بدوزند و سر‌ها به دارها بياويزند و اگر مال و ناموسمان به ديگران بسپارند كه چند صباحی بيشتر بر سرير قدرت اقامت گزينند می‌توان بخشيد اما شلاق شداد زمان، کهنه زخم ١٨ تير، بازداشت و ربودن دوستانمان، شکنجه و ضرب و شتم دانشجويان اين مرز و بوم، کشته شدن عزت ابراهيم نژاد و روان های آزرده و قلم های شکسته را نمی‌توان فراموش کرد

تاريخ اين مرز و بوم مشحون از روزهايی است كه مردان وزنان سوزان اين سرزمين را به خواندن دردناك ترين سرود‌هايشان وا داشته است. گاه شاهان و كاتوزيان وطن را بهانه كرده اند خون مردمان ريخته اند زندگييشان را سخت گرفته و روزگار بر ايشان تيره نموده اند. و گاه پيران و شيخان به نام دين خدا تدبير به فراموشی سپرده اند آزار خلق خدا كرده اند و حكمت و معيشت بر مردمان تنگ نموده اند. در بامداد ١٨ تير ٧٨، گسترده ترين و سبعانه ترين حمله به دانشجويان بی پناهی صورت گرفت كه گناهشان انديشيدن و انتقاد بود. از سوی ديگر فقدان ارزش واعتبار دانشجو و دانشگاه را در بخش‌های مسلط قدرت نمايان می‌ساخت.
امسال در حالی ١٨ تير ماه فرا ميرسد و دانشجويان باز هم از بزرگداشت آن باز می‌مانند كه بيش از هر زمان ديگری ماهيت ١٨ تير بر همگان آشكار گرديده است. كاروان خشونت گروه‌های لمپن شهری كه ساليانی است آزار شهروندان پيشه كرده اند، رخت خويش بر زمين افكنده و رسما و علنا بساط بر نهاد‌های اصلی تصميم گيری و قدرت گسترده انداگر روزگاری ١٨ تير خبطی تلقی می‌شد كه حاكمان از سر بی تدبيری مرتكب آن شده اند، امروز نمايان است كه برنامه از پيش تدوين شده‌ای برای تصاحب مطلق قدرت بوده است كه نه تنها از سر اشتباه و هوس نبوده كه تكرار چند باره آن نشان ميدهد كه گروه‌هايی كه تا چندی پيش به پشتوانه بيوت شيوخ عالی رتبه، مردمان را از هر قماشی در كمال تنگ نظری و بی مسئوليتی می‌آزردند، نويسندگان را به دره می‌افكندند، روشنفكران را در خانه شان می‌كشتند و بيرحمانه مثله می‌نمودند، سخنرانی‌ها را بر هم ميزدند، دانشجويان را در خوابگاه‌ها وحشيانه ضرب و شتم می‌كردند و نماينگانشان را در زندان‌ها شكنجه می‌نمودند واكنون خود صاحبان مناصب شده اند خود تصميم می‌گيرند و خود اجرا می‌كنند خون و خشونت را اسباب ترقی خود می‌پنداشتند.

١٨ تير به يقين برای چنين كارگزارانی روز بزرگی است. مليجك‌هايی كه خوش رقصی ديروزشان نان و نوای امروزشان را فراهم آورده است. چنين روز‌هايی را فراموش نخواهند كرد. ما نيز چنين روز‌هايی را از ياد نخواهيم برد چنان كه پيش از اين نيز گفته ايم اگر بساط آزادی و دموكراسی را نيز كامل برچينند و اگر دهان‌ها بدوزند و سر‌ها به دارها بياويزند و اگر مال و ناموسمان به ديگران بسپارند كه چند صباحی بيشتر بر سرير قدرت اقامت گزينند می‌توان بخشید اما شلاق شداد زمان، کهنه زخم ١٨ تیر، بازداشت و ربودن دوستانمان، شکنجه و ضرب و شتم دانشجویان این مرز و بوم، کشته شدن عزت ابراهیم نژاد و روانهای آزرده و قلمهای شکسته را نمی‌توان فراموش کرد .

همچنین ما فراموش نمی‌كنيم خيانت كسانی را كه به رای ملت پشت نمودند يا ترسيدند و مرعوب شدند و يا فريفتند و جانب نا حق گرفتند تا چنان شود كه ديگر هيچ روزنه اميدی به چشم مردمان نيايد. تا چنان شود كه حمله كنندگان ديروز به كوی دانشگاه و مدافعان تهاجم بر سرير قدرت نشسته اند و لاف پشتوانه مردمی را می‌زنند و با ابزار نظامی و پوششی انتخاباتی همه اركان قدرت را تسخير كنند. ما به رسم آنچه كه بدان معتقديم اين قافله بی متاع را خواهيم بخشيد، اما فراموش نخواهيم كرد نا اهلی شان را كه شايد وقتی ديگر به رسم نقد شنيده ديگرانی شود كه از تاريخ عبرت ميگيرند و منافع ملت را بر مصالح هر نظامی برتری می‌دهند. امروزصداها خاموش است نه پژواکی از خانه ملت به گوش ميرسد و نه فريادی از جانب ملت اما زنگ‌ها به صدا در آمده‌اند. روزگار تحديد آزادی و تهديد مردم گذشته است. ١٨ تيرها فراموش نخواهند شد، حتی اگر چنين تراژدی‌های بزرگی به مضحكه ريش تراشی پايان يافته تلقی شوند. در ششمين سالگرد ١٨ تيرماه، بساط آزادی آنچنان جمع شده است كه ديگر اجازه هيچ برنامه‌ای و مراسمی برای يادبود ١٨ تير ماه داده نمی‌شود و سركوب تنها پاسخ اعتراض است. می‌خواهند با حذف ١٨ تير ماه از صفحه تاريخ مكتوب، ياد ١٨ تير ماه را از خاطره‌ها محو كنند، غافل از آنكه نسلی از جوانان اين مرزو بوم حافظ رشادتهای آزاديخواهان ١٨ تيرماه خواهد بود و سرانجام از خاكستر كهنه زخم ١٨ تيرماه، ققنوس آزادی به پرواز در خواهد آمد.


                                                 شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
١٨/٤/٨٤

|+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

مکانهای سالگرد 18 تیر
امسال سالروز ۱۸ تیر را با شکوه تر و با عزم بیشتری نسبت به حتی ۱۸ تیر ۷۸ برگزار میکنیم

مکانهای گردهمایی هموطنان :


۱ - امیر آباد - روبروی کوی دانشگاه

۲ - پل گیشا تا خیابان امیر آباد

۳ - میدان انقلاب

۴ - میدان صنعت - شهرک غرب

۵ - میدان ولیعصر

۶ - میدان کاج - سعادت آباد

۷ - خیابان ولیعصر - پارک ملت

۸ - میدان هفت حوض - نارمک - رسالت - تهرانپارس

۹ - میدان نازی آباد

۱۰ - میدان محسنی - میرداماد


با تشکر از وبلاگ تحریم

|+| نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

 

درود بر تو

ای رادمرد

ایران زمین

|+| نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

تاسف

متاسفم برای خودم وهمه ملت ایران بخصوص آنهائی که در بلاگفا وب دارند

تمام وباگهائی که از عشق ، موسیقی ، طنز ووو .... نوشته اند خواننده یا مخاطب دارند اما وبلاگ سیاسی انگار هیچ بازدیدکننده ای ندارد و این فقط جای بسی تاسف است و بس ....

|+| نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

18 تیر
فردا ۱۸ تیراست

روز قیام دانشجویان ، روز باطبی ، روز آزادیخواهی

سالگرد این روز گرامیبـاد

|+| نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

2

 

دروغ استوار نشسته است

بر سکـوی عظیم سنگ

و از کنج دهانش

                     تفـخندة رضایت

                                       بر چانه می دود

                                                            احمد شاملـو

مطالبات مردم از جمهوری اسلامی فراهم نشده ، نخبگان جلای وطن می کنند ، هیچ امیدی به فردای جوانان نیست .... دموکراسی چون آرزوئی دور از دسترس به نظر میرسد

با این وجود تکلیف این مردم چیست ؟

چرا هیچ کس خود را مسئول زندگی مردم نمی داند ؟

چه وقت از این بلاتکلیفی نجات پیدا می کنیم ؟

آیا این بود سرنوشت ملت ایران با این قدمت تاریخی .... ؟

در میخانه ببستند ، خدایا مپسند              که در خانة تزویر و ریا بگشایند

اسلام که نیامده تا انسانها در راهش فدا شوند متاسفانه احکام و اندیشه های مذهبی بدست پیشوایان و روحانیان تحول پیدا کرده و تحریف شده .... هر کس بنابه مقتضیات خاص تفسیری جداگانه برای دین درست می کند و اینجاست که اصل دین زیر سؤال می رود

ای کاش دین مولاعلی در ایران ما محقق میشد ، عدالت علی ، رأفت علی و خداشناسی علی

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

گنجــی

                    رب اشرح صدری و یسرلـی امری

آنچه مرا واداشت وبلاگی بسازم و عقده های دل را بگشایم وضعیت تاسف بار اکبر گنجی ، آزادیخواه بزرگ ایران زمین است .

نمیدانم به سرنوشت وبلاگ نویسان دربند گرفتار می شوم یا هیچکس مرا به شمار هم نمی آورد اما آنچه مهم است اینست که شاید بدین طریق بتوانم دل دردمند خود و عذاب وجدانی را که در به ثمر رسیدن این انقلاب بر شانه ام سنگینی می کند را التیام بخشم

اجازه می خواهم متن سخنرانی اکبر گنجی را در کنفرانس برلین برایتان بنویسم که خود قضاوت کنید برای چنین حرفهائی چند سال باید در بند بود ؟؟؟؟

                                     سخنرانی اکبر گنجی در کنفرانس برلین

دموکراسی محصول انسانهای دمکرات است و بدون آدمیان دمکرات ایجاد دموکراسی محال است دموکراسی متکی به آدمیان عقلانی است کسانی که حاضر نیستند صدای مخالفان را بشنوند و کسانی که حاضر به گفتگو نیستند دموکرات نیستند .

رژیمها و نظامهای سیاسی به دو دسته تقسیم میشوند . رژیم های اصلاح پذیر و رژیم های اصلاح ناپذیر

رژیم های اصلاح ناپذیر را فقط و فقط با انقلاب و براندازی می توان تغییر داد اما رژیمهای اصلاح پذیر به شیوه ی دموکراتیک ، مسالمت آمیز و از طریق انتخابات تغییر میکند . تاریخ بشریت نشان داده است که به شیوه های انقلابی نمی توان دموکراسی ایجاد کرد و انقلابیون ناتوان از ایجاد حکومتهای دموکرات هستند .

رژیمهای اصلاح پذیر دو سر یک طیف بزرگ را تشکیل میدهند در یک سر طیف رژیمهائی هستند که حداکثر اصلاحات را مجاز می شناسند و در سر دیگر رژیمهائی که حداقل اصلاحات را مجاز می شمارند .

نظام اصلاح پذیر دموکراتیک به نظامی اطلاق می شود که به طریق مستمر و از طریق انتخابات ، حاکمان آن با رای مستقیم مردم تغییر می کنند ، در این گونه رژیمها ، آزادی گفتار ، بیان عقیده و رفتار به رسمیت شناخته می شود فرآیند دموکراتیک محصول فرهنگ دموکراتیک است کسانی که بوئـی از فرهنگ دموکراتیک نبرده اند نمی توانند شعار دموکراسی سر دهند ، این فرآیند متکی به قوانین دموکراتیک است .

خشونت نیز روشی است که محصولی جر خشونت ببار نخواهد آورد و درخت مردار و متعفن خشونت میوه ای

جز خشونت و تروریسم به دنبال نخواهد داشت . آزادی عرصه سیاسی همچون عرصه اقتصاد است . همانگونه که بازار اقتصاد بدون رقابت و حضور رقیب معنا ندارد ، بازار سیاست هم متکی به رقابت تمام عیار گروهها و احزاب مختلف است . آزادی برای همگان مطلوب نیست تنها کسانی آزادی را می پسندند که کالائی برای عرضه در بازار سیاست داشته باشند .آنها که کالائی برای عرضه در بازار سیاست ندارند با آزادی مخالفند و اجازه سخن گفتن به مخالفان را نمی دهند .

در باره نظام جمهوری اسلامی دو قضاوت وجود دارد . عده ای این رژیم را ذاتأ یک رژیم اصلاح ناپذیر میدانند و به دنبال آنند که با تروریسم این رژیم را براندازند .

اما به گمان مــن رژیم جمهوری اسلامی ایــران رژیم اصلاح پذیراست وشاهد مدعای من انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و مجلس ششم سال 78 است ، علاوه بر اینها حضور مطبوعات متنوع ، نشر کتاب ، بهبود وضعیت حقوق بشر ، تحمل مخالفان و فعالیتهایشان برخـی از دیگر شواهدی است که نشانگر اصلاحات در ایران است .

جنبش اصلاحات ایران با دو خطر روبروست : یکی گروههای محافظه کار داخلی و دیگری اپوزیسیون خشونت طلب خارج از کشور . محافظه کاران نگران از دست دادن قدرت و ثروت باد آورده هستند لذا در مقابل فرآیـند

مدرنیزاسیون و دموکراتیزاسیون مقاومت کرده و این مقاومت به شکل جنبشهای نئـوفاشیستی و ترور است و همزمان با تروریسم داخلی ، تروریسم خارجی نیز به حمایت از تروریستهای داخلی بر می خیزند و هرگاه شاهد ترور و قتل های زنجیره ای هستیم همزمان خمپاره های خارجی به سمت دموکراسی ایران شلیک می شود

مهمترین حادثه بعد از مجلس ششم به گمان من ترورسعید حجاریان بود که علامتی بود که برخی مغز اصلاحات ایران را نشانه گرفته اند و می خواهند بگویند که منتظر این نخواهند نشست که به طریق انتخابات دموکراتیک از عرصه سیاست حذف شوند ، انچه لازم است ما بدانیم و به آن اعتقاد داشته باشیم این است که دموکراسی روشی معین برای رسیدن به نتایج نامعین است . آنچه برای ما مهم است قبول قواعد دموکراتیک است ، قواعد دموکراتیک به ما می گوید که به طریق نوبه ای قدرت را به احزاب مختلف بسپاریم ودر مدت معین مـردم مجاز باشند در باره حکومت و حاکمان داوری کنند . در واقع انتخابات روز قیامت و روز داوری در باره حاکمان است اگر کسانی بخواهند به روشهای غیر گفتگوی جمعی به اهداف خود دست بیابند به راه بیهوده ای میروند که هیچگاه به دموکراسی نمیرسد.درداخل وخارج از کشورآنها که به خشونت پناه می برند به گفته روانشناسان اجتماعی نابالغ می باشند ، نابالغانی که به عصر سپری شده تعلق دارند ، به تروریسم ، به خشونت ، انها میخواهند به زور خود را به مردم تحمیل کنند ، دوران خشونت وتروریسم گذشته است وهیچ کس دیگر نخواهد توانست با زور و فشنگ و اسلحه و خمپاره بر ایران حکومت کند . ناکامان سیاسی ابتدا تصویری وارونه یعنی تئوریزیک از واقعیت برای خود می سازندو سپس با آن اوهام خودساخته به مبارزه برمی خیزند ، ایران امروز به اصلاح طلبان به دموکراتها به آزادیخواهان تعلق دارد ایران امروز به همه ایرانیان تعلق دارد ، هرکسی که منطق گفتگو ، عقلانیت و رایزنی جمعی را بپذیرد جای اصلی او ایران است بیائید دست در دست هم همگی با بازگشت شرافتمندانه به ایران ، ایرانی آنگونه که خود می پسندیم بسازیم

                           ____________________________________

کجای حرفهای اکبر گنجی مستحق زندان و اسارت بود ... چه کسانی قصد ایجاد رعب و وحشت در دل مردم و جدا کردن آنان را از اسلام دارند

اسلام به ذات خود ندارد عیبی                 هر عیب که هست از مسلمانی ماست

سرنوشت این مردم به کجا خواهد رسید ؟

آیا این آن حکومتی بود که ما برایش انقلاب کردیم ، یادش بخیر با چه شوروشوقی اعلامیه های امام را دست نویس بین مردم پخش می کردیم ... شعارمان استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی بود

پس چرا امروز باید به جرم آزادیخواهی تاوان پس بدهیم

آزادیخواهی ، بیان حقیقت ، نقد و بررسی امروز جرم محسوب میشود و باید برای آن به زندان رفت مگر نه اینکه زندان جای مجرمان ، قاتلان و دزدان است ، پس اکبر گنجی در زندان چه میکند ؟؟ آیا به جرم داشتن اندیشه مخالف باید سالها در زندان بود ؟؟ ... آیا این منطق دین اسلام است ؟؟

اگر گنجی در زندان بمیرد چه کسی مسئول مرگ اوست ؟؟

این نهایت ناجوانمردی است که انسانی را به جرم یک سخنرانی و چند جلد کتاب که چیزی نبوده جز بیان واقعیتها ، سالها در بند نگاه دارند و امروز با تنی رنجور نه او را به بیمارستان منتقل کنند و نه به فریادش برسند

  

|+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1384 ساعت   توسط آزاده   |