تبليغاتX
آزادیخواهی

سیاست > سیاسیون

اعتصاب یـا اجبـار

از جمـادی مُـردم و نامـی شـدم

وز نمـا مُـردم ز حیـوان سـر زدم

بار دیـگر از ملـک پـران شـوم

آنچـه در وهـم نـآیـد آن شـوم

 

روزگـار می گذرد نه بر روال ، که بر زوال  

وقتی تعهدنامه میدهی که ننویسی باید وفای به عهـد کنی در غیر اینصورت عهد شکن تلقی میشوی و به سرنوشت آنهائی گرفتار میشوی که در بندند و آرزوی آزادی دارند

این روزها یادآور روزهای بزرگی در تاریخ ایـران محسوب میشود سالگرد دکتر مصدق ، روز جهانی زن ، تصمیم گیری بحران هسته ای و ارجاع آن به شورای امنیت ، چهارشنبـه سوری و ...

اما من نباید بنویسـم و نمی نویسم

امروز لاریجانی اعلام کرد :

اگر پرونده ایران به شورای امنیت برود غنی سازی را شروع و به هیچ عنوان زورگوئی را تحمل نمی کنیم و تحریم هم هیچ اثر سوئی بر کشور ما ندارد

خوب این رو که راست میگه ملت ایران به قدری با فقر و تنگنا دست به گریبان است که تحریم چندان مشکل ساز تلقی نمیشه ، شاید هم مجبور بشویم همان کیک زرد های هسته ای را به جای قوت لایمـوت نوش جان کنیم ، روزی که میبایست عاقلانه عمل شود نشـد ، امروز هم دیگر راهی نمانـده و باید خود را دست تقدیـر سپرد

پوزش مرا بپذیرید ، سالی خوش در پناه ایـزد منان برایتان آرزو دارم

 

                                 دوستــان عیب کنندم که چـرا دل بتـو دادم

                                باید اول ز تو پـرسیـد که چنین خـوب چرائی

|+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

عشق خواندن

دوست عزیزی برایم نوشته :

در سرزمینـی که گفتن آزاد است ... عشقی برای خواندن نیسـت ...

به این جمله خیلی فکر کردم و دیدم کاملا درسته ، وقتی روزنامه های نصف و نیمه را باز می کنیم با چه ولعـی شروع به خواندن می کنیم ، وقتی بسراغ خبرهای اینترنت میرویم چگونه چشمانمان را می دوزیم به صفحه مانیتـور و دعا می کنیم خدایـا فیلتر نباشد ، وقتی پیچ رادیو بیگانه را می چرخانیـم چقدر دلمان می خواهد فوری صدای گوینده را بشنویم و در جریان اخبار کشورمان قرار گیریم

اینهـا همه گـواهیست که در جو اختناق ، سانسور و تک صدائـی به سر می بریـم

هر روز دسیسه ای ، هر روز معضلی ، هر روز بحرانـی

بمب گذاری در حرمین امام دهم و یازدهم شیعیـان کار چه کسانی می تواند باشد ؟

یا کار اسرائیل و در جواب مناقشات اخیر و پیامد صحبتهای احمدی نژاد در زمینه ی هولوکاست است

یا کار کسانی است که بدنبال اختلاف شیعه و سنی هستند مثل گروههای تندرو جهاد اسلامی وحماس و حزب الله  ... یا طرفداران بن لادن

یا کار تروریست های حمایت شونده از طرف رژیم جمهوری اسلامی است که می خواهند مانور تبلیغاتی بدهند

ای کاش در راهپیمائی مردم ایران شعار میدادند مرگ بر بمب گذار ....

اما اینکه کشورهای مسلمان سنی مذهب حتی بعنوان یک متعهد به حقوق بشر هم این اقدام تروریستی را محکوم نکردند جای بحث و تاسف بسیار دارد ، آیا این شروع تفرقه و جدال بین شیعه و سنی نیست ؟ و آیا در چنین برهه حساسی وقت این است که ما یک هفته عزای عمومی اعلام کنیم ؟ آیا سانحه سقوط هواپیمای حامل ارباب جراید و گزارشگران رادیو و تلوزیون که هموطنان ایرانی خودمان جان باختنـد به این اندازه یا نصف آن نیز اهمیت نداشت ؟

هرجای اوضاع مملکت را بگیری یک جای دیگرش می لنگـد

مردم بینـوای ایران به نان شب محتاجند ، سردمدآران رژیم  ره آورد انرژی هسته ای را به آنان می دهند

خطر جنگ ، تحریـم و ویرانی کشور عزیزمان را تهدید می کند ، حکومتیان کاسه داغتر از آش شده اند و بدنبال منافع فلسطین ، سوریه و عراق شعار میدهند .

شکایت رسمی از رئیس جمهور ایران در باب موضوع هولوکاست به دادگاه تسلیم  شده و تمام پیمان های دیپلماتیک در مخاطره است و او برای ملت سخنرانی میکند  که من مامور آب هستم

بیخود نیست که گفته اند :  تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنـرش نهفته باشـد

این اوضاع و احوال مملکت ماست ، ایران پرافتخاری که روزی مهد تمدن و شکوه و عظمـت بود و امروز زنگ تفریح دیپلماتیک کشورها شده  

 

 

|+| نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384 ساعت   توسط آزاده   | 

استبداد

اسب زمان بی محابا میتازد و فرصت ها از دست میرود ، اگر دیـربجنبیم روزی خواهد رسید که هیچ امیدی پیش روی خود نمی بینیم ، دوستان عزیزی محبت کرده بودند و پیام گذاشته بودند که از لطفشان بسیار سپاسگزارم

اما اجازه بدهید ننویسم که دیگر این ملک و مملکت جای نوشتن نیست چرا که  دست بر قلم ها کنج عزلت گزیده و به بنـد کشیده شده اند

مگـر الهـام افروتن چه کرد که چنین رفتار غیر انسانی در حق او روا داشتند ؟

مگـر آرش سیگارچی که اکنون در بند است ماه پیش در بیـن ما نبـود ؟

مگر امیـدی به آزادی اکبر گنجی میرود ؟

مگر کارگران اتوبوسرانی چیزی غیر از احقاق حق خود طلب کرده بودند ؟

مگر دراویش گنابادی قـم جانیـان بالفطره بودند که چنین مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ؟

اینها همه گواه صادقی است که نباید " بایدها " را نوشت

امروز به یقینی رسیدیم که نمی توانیم آن را نادیده بگیریـم به اینکه در سایه ی یک استبداد واقعی بسر می بریم استبدادی که تلخترین وجه آن سوءاستفاده از نام اسلام است ، اگر حکومتی واژه ی اسلامی را یدک نکشد و این همه ظلم و فساد و تباهی در سایه اش مشهود باشد قابل تحمل تر است تا حکومتی با پسوند اسلامی چنیـن بر مردم بتازاند که هیچ طیف و قشر و دسته ای از گزندش در امان نباشد .

ای کاش مسلمانان به جای اینکه پرچم کشورها را  پالان خر کنند و در شهر  رژه روند وسفارتخانه ها را به آتش کشند  غیرت به خرج میدادند و نمی گذاشتند  دین ملعبه دست پاره ای دین فروش قرار گیرد و تعلیمات عزت بخش آنرا چنان مسخ کنند که به عوض سرفرازی و کمال ، سرافکندگی ببار آورد .

 

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384 ساعت   توسط آزاده   |